خیمه انداختن

لغت نامه دهخدا

خیمه انداختن. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) خیمه افکندن. خیمه فرود آوردن. ( مجموعه مترادفات ).

فرهنگ فارسی

خیمه افکندن خیمه فرود آوردن

جمله سازی با خیمه انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او به فکر آب سوی خیمه توسن تاختن خصم بدخو بهر قتلش گرم تیغ انداختن

مداوا یعنی چه؟
مداوا یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز