خیاب

لغت نامه دهخدا

خیاب. [ خ َی ْ یا ] ( ع ص، اِ ) آتش زنه آتش ناگیرنده و آتش نادهنده. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ): منه سعیه فی خیاب بن هیاب؛ یعنی در زیان و خسارت است. ( منتهی الارب ).
خیاب. ( اِخ )مرکز بلوک مشکین اردبیل. خیاو. رجوع به خیاو شود.

فرهنگ فارسی

مرکز بلوک مشکین اردبیل خیاو

جمله سازی با خیاب

💡 می رود دایم سراسر در خیابان بهشت هر که را زخم نمایانی است از بازوی او

💡 دیده جای توست زین منظر قدم بیرون منه سرو را کی دل برآید کز خیابان بگذرد

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به چالشی برای لسی، ساعت، پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند، خیابان دلفین سبز، زندگی خودش، مهمیز برهنه و جام نقره اشاره نمود.

💡 ز بس کز لاله و گل حسرت ناز تو می جوشد خیابان محشر دلهای خون گردیده را ماند

💡 خانه آرومارتروسیان مربوط به دوره قاجار است و در اصفهان ـ خیابان حکیم نظامی، کوچه شیره کشخانه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۱۴۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

💡 مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و سازه‌های مهم در خیابان باقرامیان واقع شده‌اند.

آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز