لغت نامه دهخدا
خپله. [ خ ِ پ ِ ل َ / ل ِ ] ( ص ) کوتوله. کوتاه بالای درشت استخوان فربه و سطبر. کوتاه قد گوشت ناک. عُنْبُط. حِبِقَّه. بُحتُر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خپله. [ خ ِ پ ِ ل َ / ل ِ ] ( ص ) کوتوله. کوتاه بالای درشت استخوان فربه و سطبر. کوتاه قد گوشت ناک. عُنْبُط. حِبِقَّه. بُحتُر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
(خِ پِ لِ ) (ص. ) (عا. ) چاق و قدکوتاه.
چاق و قدکوتاه.
آدم چاق وقدکوتاه، کوتوله، بداندام، بی قواره
( صفت ) چاق و قدکوتاه.
(عا.)
چاق و قدکوتاه.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به خطر طنز، تندرست و شاد، مدلها و همسران، عشق خالص، تامال و دختران نانجیب، عزیزان دل و سوئیچ بمب، ناشیها و خرابکاریها، خپله و کشمکشها، هالوها و یاوهسراییهایشان، خوشخیالیها، دندانپزشکان و بانوان و جاز و زندانیان اشاره کرد.