لغت نامه دهخدا
خوش گهر. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) خوش گوهر. خوش ذات. خوش طبیعت.
خوش گهر. [ خوَش ْ / خُش ْ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) خوش گوهر. خوش ذات. خوش طبیعت.
خوش گوهر خوش ذات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الغرض چون مهربانی با پسر کرد آغاز آن خلیل خوش گهر
💡 از سینه برآید دل پر آبله صائب در بحر نماند چو صدف خوش گهر افتاد
💡 ای جان پاک خوش گهر تا چند باشی در سفر تو باز شاهی بازپر سوی صفیر پادشا
💡 ساکنانش سیر چشم و خوش گهر مثل تیغ از جوهر خود بی خبر
💡 یا کند زان گوشوار خوش گهر زینت گوش بتان کاشغر