لغت نامه دهخدا
خواض. [ خ َوْ وا ] ( ع ص ) غوطه خورنده. || ملاقات کننده. || آنچه در خاطر بازآید. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خواض. [ خ َوْ وا ] ( ع ص ) غوطه خورنده. || ملاقات کننده. || آنچه در خاطر بازآید. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مواد کامپوزیتی تقویتشده با لایهای، به دلیل وجود و جهت گیری الیاف و مواد تقویت کننده، خواص مکانیکی ناهمسانگرد دارند مانند فیبر کربن. اما نکته مثبت این مواد جاییست که میتوان به گونهای آنها را طراحی کرد که خواض در جهت مورد نیاز ما قرار گیرند.