لغت نامه دهخدا
خواب تیغ. [ خوا / خا ب ِ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) کنایه از ضرب تیغ. ( آنندراج ):
بیدل از مژگان خواب آلود او ایمن مباش
می گشاید فتنه ها چشم از کمین خواب تیغ.بیدل ( از آنندراج ).
خواب تیغ. [ خوا / خا ب ِ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) کنایه از ضرب تیغ. ( آنندراج ):
بیدل از مژگان خواب آلود او ایمن مباش
می گشاید فتنه ها چشم از کمین خواب تیغ.بیدل ( از آنندراج ).
کنایه از ضرب تیغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یابند محرمان سحرش کشته برفراش گر بر کسی کشد ز غضب او به خواب تیغ
💡 بیدل از مژگان خوابآلود او ایمن مباش میگشاید فتنهها چشم ازکمین خواب تیغ