لغت نامه دهخدا
خلوت شدن. [ خ َل ْ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خالی شدن. || از انبوهی افتادن.کم رفت و آمد شدن. چون: خیابان خلوت شد؛ یعنی از مردم زیاد خالی شد، کثرت و انبوهی مردم در آن کم شد.
خلوت شدن. [ خ َل ْ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خالی شدن. || از انبوهی افتادن.کم رفت و آمد شدن. چون: خیابان خلوت شد؛ یعنی از مردم زیاد خالی شد، کثرت و انبوهی مردم در آن کم شد.
خالی شدن یا از انبوهی افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصل موقوف به خلوت شدن دل گر بود من کشیدم ز میان پای، درآ خوش باشد