خشکان

لغت نامه دهخدا

خشکان. [ خ ُ ] ( نف ) خشک کننده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- کاغذ آب خشکان؛ کاغذی است که خاصیت خشکاندن آب و جوهر و مرکب دارد، آب خشکان. مرکب خشکان. جوهرخشکان.
- مرکب خشکان؛ جوهرخشکان. آب خشکان.

فرهنگ فارسی

خشک کننده

دانشنامه عمومی

خشکان روستایی در دهستان کرغند بخش نیمبلوک شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۳۲۳ نفر ( در ۸۷ خانوار ) بوده است.

جمله سازی با خشکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو ابر رحمتی آن به که گاهی کنی در حال لب خشکان نگاهی

💡 خشکان روستایی در دهستان کرغند بخش نیمبلوک شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۳۲۳ نفر (در ۸۷ خانوار) بوده‌است.

💡 عشق خشکان عرب کان خنکان یمنند نو کنم چون دم ایشان به خراسان یابم

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز