لغت نامه دهخدا
خزعبلات. [ خ ُ زَ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خُزَعبِل. ( منتهی الارب ). رجوع به خزعبل شود.
خزعبلات. [ خ ُ زَ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خُزَعبِل. ( منتهی الارب ). رجوع به خزعبل شود.
= خزعبل
جمع خزعبل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هگل از بالا و به دست قدرتمندان بر مسند نشست و رسماً فیلسوف کبیر اعلام گردید؛ مردی بود گول، بیمزه، تهوعآور، … لج-باز و بیسواد که در مغلقنویسی و فریبا نمودن جنونآمیزترین خزعبلات آشفتهگر به اوج گستاخی صعود کرد. پیروان مزدور او نیز این خزعبلات را با بوق و کرنا، حکمت لایزال اعلام داشتند و همه احمقان، به شتاب، آن را به جان پذیرفتند و به هم پیوستند و همانند گروهی سرودخوان، که نظیرش را نشنیدهایم، سرود ستایش خواندند. اقتدار معنوی هگل، که بهوسیلهٔ قدرتمندان فراهم گردید، آن چنان فسحت یافت که فساد فکری را بر سراسر یک نسل کامل جاری ساخت.