خرم باش

لغت نامه دهخدا

خرم باش. [ خ ُرْ رَ ] ( اِ ) پرده دار. حاجب. در اطراف شاه [ بزمان ساسانیان ] درباریانی بودند دارای القاب و مناصب عالیه از قبیل دربذ یا رئیس دربار، تگربذ که منصب او شبیه گراندمتر دربار بود، شخص دیگری اندیمان کاران سردار ( یا سالار ) یعنی حاجب بزرگ و رئیس تشریفات لقب داشت، و پرده دار را خرم باش میگفتند. ( ایران در زمان ساسانیان کریستن سن چ 2 ص 417 ).

فرهنگ فارسی

پرده دار حاجب: در اطراف شاه درباریانی بودند دارای القاب و مناصب عالیه از قبیل: دربذ یا رئیس دربار تگربذ که منصب او شبیه گراندمتر دربار بود شخص دیگری اندیمان کاران سردار یعنی حاجب بزرگ و رئیس تشریفات لقب داشت و پرده دار را خرم باش می گفتند.

جمله سازی با خرم باش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قبای اطلس گل زود میرود بر باد بخلعت ابدی همچو سرو خرم باش

💡 بکام زی و بشادی بمان و خرم باش ولی بناز و بشادی، عدو بگرم و حزن

💡 گفت خرم باش کامد بر نهال خدمتت میوه وصلم به فرّ صدر بدرآسا پدید

💡 به نوحه خانه ایام شاد و خرم باش بگیر ساغر گلرنگ، گو محرم باش

💡 به نکهتی ز گلستان دهر خرم باش تو کیمیای قناعت هم از دماغ آموز

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز