لغت نامه دهخدا
خامش شدن. [ م ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ساکت شدن. صامت شدن. بی صدا شدن. خاموش شدن. مطاوعه خامش کردن. || منطفی شدن. چون: آتش خامش شد.
خامش شدن. [ م ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ساکت شدن. صامت شدن. بی صدا شدن. خاموش شدن. مطاوعه خامش کردن. || منطفی شدن. چون: آتش خامش شد.
ساکت شدن صامت شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحری است از ما دور نی ظاهر نه و مستور نی هم دم زدن دستور نی هم کفر از او خامش شدن