خام ریش

لغت نامه دهخدا

خام ریش. ( ص مرکب ) مسخره. ( اشتنگاس ) ( آنندراج ). ملعبه. دلقک. || بی عقل. ( غیاث اللغات ). احمق. نادان:
جمع آمد صد هزاران خام ریش
صید او گشته چو او از ابلهیش.( مثنوی ).

فرهنگ عمید

احمق، نادان: جمع آمد صد هزاران خام ریش / صید او گشته چو او از ابلهیش (مولوی: ۳۷۵ ).

فرهنگ فارسی

مسخره ملعبه

جمله سازی با خام ریش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد هزاران خام ریشان هم‌چو تو اوفتاده از وی اندر صد عتو

💡 یار چون شد متکلم، تو رها کن کلمات خام ریشی و حکایات تو خامست امروز

💡 چنان ز پایه مردی فتاد خواجه برون ز بس فسردگی و خام ریشی و سردی

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز