خار عقرب
مترادفها
نیش عقرب
لغت نامه دهخدا
خار عقرب. [ رِ ع َ رَ ] ( اِخ ) کنایه از بهرام که صاحب برج عقرب است. ( آنندراج ). کنایه از مریخ چرا که برج عقرب خانه مریخ است. ( غیاث اللغات ):
در اثر بهر مراعات و لیش ؟؟
خار عقرب چوگل میزان است.انوری ابیوردی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از بهرام که صاحب برج عقرب است
جمله سازی با خار عقرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اثر بهر مراعات ولیش خار عقرب چو گل میزانست
💡 در داستانهای قدیمی، از درد و رنجی که انسانها در مسیر زندگی متحمل میشوند، به عنوان سوزش ناشی از خار عقرب در بیابان یاد میشود.
💡 او پس از آن حادثه تلخ، احساس میکرد مانند کسی است که گرفتار خار عقرب شده و هر حرکت او باعث افزایش درد و رنج بیشتر میشود.
💡 شاعر در این بیت، سخنان گزنده و کنایهآمیز دشمن را به خار عقرب تشبیه کرده است که روح و روان انسان را به شدت آسیب میرساند.