حنینا

لغت نامه دهخدا

حنینا. [ ] ( اِخ ) ( بمعنی خداداد ) حنینا و حننیا. پانزده نفر در کتاب مقدس به این اسم بودند. من جمله نبی کاذبی که در ایام ارمیا نبوت می نمود که گفت: ظروف خانه خداوند بعد از دو سال دیگر از بابل استرداد خواهد شد و یوغ چوبی را که بر حسب فرموده خدا بر گردن ارمیای نبی بود شکسته، گفت: بدین طور یوغ عبودیت شهریار بابل را خواهید شکست. اما حضرت ارمیا در اول از ادعای او مشوش گردیده. بالاخره شفاهاً بوی گفت: که تو کذاب میباشی و به زودی خواهی مُرد. در همان سال جهان را بدرود گفت و پیغمبران حقیقی گاه گاه بدین طور آزموده میشدند. ( از قاموس کتاب مقدس ).

جمله سازی با حنینا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تلمود بابلی داستان عجیبی در مورد این که شاگردان یهودا هناسی، رب حنینا و رب هوشایا در زمان شبات با استفاده از سفر یصیرا برای خود یک گاو درست کرده و می‌خوردند وجود دارد. پیروان کابالا اعتقاد دارند که ابراهیم نیز از این روش برای ایجاد گاو استفاده کرده‌است. تمامی داستانهای ماورا طبیعه مربوط به حاخام‌ها از این کتاب کمک گرفته‌است.

💡 حنینا میزراحی (عبری:חנינא מזרחי) (۱۸۸۶ تا ۱۹۷۴) یک تاریخدان، معلم، مترجم و دانشمند و چهره سیاسی یهودی ایرانی بود که در اولین شورای نمایندگان در اولین حضور یهودیان در اورشلیم نقش داشت.