حرمت داشتن

لغت نامه دهخدا

حرمت داشتن. [ ح ُ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) محترم شمردن. توقیر. ( تاریخ بیهقی ):
بازگو تا چگونه داشته ای
حرمت آن بزرگوار حریم.ناصرخسرو.لیکن چو حرمت تو ندارد تو از گزاف
مشکن ز بهر حرمت اسلام حرمتش.ناصرخسرو.گر ندارد حرمتم جاهل مراکمتر نشد
سوی دانا نه نسب نه جاه و قدر و نه حسب.ناصرخسرو.علما و أئمه دین را حرمت دار. ( مجالس سعدی ص 19 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - ارجمند بودن احترام داشتن توفیر. ۲ - حرام بودن.
محترم شمردن

جمله سازی با حرمت داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرط باشد دین به حرمت داشتن در حکم شرع چون عروس بکر را با زر و زیور داشتن

💡 و سالهاء بسیار بمکّه مجاور بود و هرگز اندر مکّه طهارة نکرد، از حرم بیرون شدی و طهارة کردی حرمت داشتن حرم را.

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز