جغه

لغت نامه دهخدا

جغه. [ ج ِغ ْ غ َ / غ ِ ] ( اِ ) زیوری است که از پر درنا یاکلنگ یا مرغ ماهیخوار سازند و بر کلاه نهند و بیشتر بهادران و دلیران بر سر گذارند. ( شعوری ج 1 ص 324 ) جقه. جیقه. جیغه. رجوع به همین لغات شود. توسعاً به معنی تاج هم بکار میرود.
- بته جغه؛ نقش سرو سرافکنده که نشانه ایران و ایرانیان است و بر روی فرشها و پارچه ها و خاتم کاریها و سایر زیورها و صنایع دستی ایران دیده میشود.
- جغه چوبی؛ کبر شاهزادگان.
- جغه چوبی زدن؛ لاف زدن شاهزاده فقیر و بی منزلت.

فرهنگ معین

(جِ غِّ ) (اِ. ) ۱ - تاج، افسر. ۲ - هر چیز تاج مانند که به کلاه نصب کنند.

فرهنگ عمید

=جقه

فرهنگ فارسی

تاج، افسر، نیمتاج، هرچیزشبیه به تاج که کلاه بزنند
( اسم ) ۱- تاج افسر. ۲- هر چیز تاج مانند که بکلاه نصب کنند.

ویکی واژه

تاج، اف
هر چیز تاج مانند که به کلاه نصب کنند.

جمله سازی با جغه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دکتر سیروس پرهام درکتاب دستبافته‌های عشایری و روستایی فارس می‌نویسد: این نقش از رایج‌ترین نگاره‌های ایرانی در روزگار قدیم تقریباً در همه دستبافت‌ها به خصوص ترمه، پته و قالی قلمکار رایج بوده‌است؛ که در دراز مدت شکل و حالت بته دستخوش تحول و دگرگونی قرار گرفته و به شصت صورت متفاوت درآمده که معروف‌ترین آن (بته جغه‌ای) است که در مورد ریشه و منشأ آن اختلاف نظرهایی وجود دارد و گروهی آن را تمثیل بادام و گلابی می‌دانستند.