جثوه

لغت نامه دهخدا

( جثوة ) جثوة. [ ج ُث ْ وَ ] ( ع اِ ) سنگ توده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پاره های سنگ فراهم آورده. ( مهذب الاسماء ). توده سنگ. توده خاک. ( ذیل اقرب الموارد ). سنگهای گردکرده. جَثوَة. جِثوَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج، جِثی ̍، جُثی ̍. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): صار فلان جثوة من تراب؛ اَی کوة منه. ( اساس، از اقرب الموارد ). || تن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جسد. ( ذیل اقرب الموارد ). || خدرک آتش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || قبر. گور. ( ذیل اقرب الموارد ). || کول گندم. ( مهذب الاسماء ).
جثوة. [ ج ِث ْ وَ ] ( ع اِ ) جَثوَة. جُثوَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). بهمه معانی رجوع به جُثوةشود. || هیأت نشستن. ( یادداشت مؤلف ).
جثوة. [ ج َث ْ وَ ] ( ع اِ ) جِثوَة. جُثوَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جُثوَة شود.

جمله سازی با جثوه

💡 كلمه (جثى ) جمع جاثى است، و وزنش دراصل فعول بوده و جاثى كسى را گويند كه بر دو زانو نشسته باشد، و به ابن عباس ‍نسبت داده اند كه گفته: جثى جمع جثوه است، كه به معناى سنگ و خاك انباشته است، ومقصود از آن در اين آيه اين است كه مردم روز قيامت انبوه انبوه و دسته دسته حاضر مىشوند، دسته هاى متراكم، كه از كول هم بالا مى روند، و اين معنا با سياق آيه متناسب تراست.

گمال یعنی چه؟
گمال یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز