جای چراغی

لغت نامه دهخدا

جای چراغی. [ چ ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که چراغ در آن نهند. جاچراغی. رجوع به جاچراغی شود.

فرهنگ فارسی

جائی که چراغ در آن نهند

جمله سازی با جای چراغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زمین گوهرت را به جای چراغی نهد پیش مهمان به شب‌های تاری

💡 در گوشه‌ای از اتاق، یک جای چراغی کوچک تعبیه شده بود تا نور ملایمی برای مطالعه شبانه در آن فضا فراهم کند.

💡 دیوارهای سنگی این قلعه قدیمی، جای چراغی برای مشعل‌ها داشتند که در شب‌های تاریک، مسیر را برای نگهبانان روشن می‌کرد.

💡 طراح داخلی ساختمان سعی کرد با طراحی یک جای چراغی مدرن، فضایی بسیار گرم و صمیمی برای پذیرایی از مهمانان ایجاد کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران