لغت نامه دهخدا
چراغ خاموش کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اطفای چراغ. چراغ نشاندن و چراغ کشتن و گل کردن. ( آنندراج ). مقابل روشن کردن چراغ. رجوع به چراغ کشتن شود.
چراغ خاموش کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اطفای چراغ. چراغ نشاندن و چراغ کشتن و گل کردن. ( آنندراج ). مقابل روشن کردن چراغ. رجوع به چراغ کشتن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به قاتل حرفهای، برخاسته از مرگ و هنگامی که چراغ خاموش میشود اشاره کرد.
💡 وقتى نيمه شب فرا رسيد، ناگهان چراغ خاموش شد و اتاق تاريك گشت؛ و ما ناراحت ومتحيّر شديم كه در آن تاريكى، در چنين موقعيّتى حسّاس چه كنيم ؟
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به سفر به غرب: چیرگی بر ارواح خبیث و هنگامی که چراغ خاموش میشود اشاره نمود.
💡 از تونل كه بيرون آمديم، به پسرم گفتم: پياده شو و چراغ را ببين ! پياده شد و گفت: چراغ خاموش است ! دوباره حركت كرديم و درتونل بعدى هم چراغ با روشنگرى عجيب خود به حيرت ما افزود! فهميدم لطفى از جانبآقا شده است.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به ترانه جشن تولد من، باغبان، من، من هستم و چراغ خاموش متر روشن، دانشآموز سال ۲، حماسه بمبئی و گچ و تخته پاککن اشاره کرد.