نشیمنگه
مترادفها
جای نشستن، نشستگاه
لغت نامه دهخدا
نشیمنگه. [ ن ِ م َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) نشیمنگاه. جای نشیمن. رجوع به نشیمن و نشیمنگاه شود:
چه کردید ایدر نه جای شماست
که ز آن سو نشیمنگه اژدهاست.اسدی.
جای نشستن، نشستگاه
نشیمنگه. [ ن ِ م َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) نشیمنگاه. جای نشیمن. رجوع به نشیمن و نشیمنگاه شود:
چه کردید ایدر نه جای شماست
که ز آن سو نشیمنگه اژدهاست.اسدی.