لغت نامه دهخدا
چریدنگاه. [ چ َ دَ ] ( اِ مرکب ) چراگاه. مرتع. جای چریدن ستوران. رجوع به چراگاه شود.
چریدنگاه. [ چ َ دَ ] ( اِ مرکب ) چراگاه. مرتع. جای چریدن ستوران. رجوع به چراگاه شود.
جای چریدن حیوانات علف خوار، چراگاه، مرتع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ایران گراز در بیشتر باتلاقها دیده میشود و تقریباً هر جا باتلاقی وجود داشته باشد زیستگاه گراز است. همچنین در بوتهزارهای جنوب شرق ایران و به ویژه در جنگلهای بلوط کوههای البرز و زاگرس. هرچند گرازها گاهی در تابستان به مناطق مرطوب مرتفع میروند اما بیشتر در ارتفاعات پایین دیده میشوند. در اکثر مناطق گرازها در مناطقی که پوشش گیاهی متراکم باشد پیدا میشوند اما در جنوب ایران مثل دشت ارژن در دشتهای نسبتاً باز و در حال چریدن بین درختان پسته وحشی دیده میشوند.
💡 قوهایی که اقدام به تغذیه در خشکی میکنند بیشتر به چریدن در کشتزارها و خوردن علفهای تازه روییده در پایان زمستان و نیز محصول نوبرانه میپردازند. آنها گاه با دیگر احشام بر سر چریدن رقابت میکنند و به دلیل طبیعت قلمروپسندشان اغلب آنها را به در میکنند. آنها نه تنها با این کار به فراوردههای کشاورزی آسیب میرسانند که چون با پاهای بزرگشان بر روی سبزههای تازه روییده قدم میزنند، این سبزهها توانایی رشد بیشتر را از دست میدهند و منطقه کشاورزی یا چَرا دچار مشکل رویش میشود. مشکل کشاورزان آنگاه بیشتر میشود که عدهای از قوها بخواهند در مناطق کشاورزی اقدام به پَرریزی[پانویس ۵] کنند؛ در این هنگام آنها تا مدتی نمیتوانند پرواز کنند و در کشتزار باقی خواهند ماند و اقدام به خوردن تخم گیاهان و سبزیجات میکنند.