جان پاک

لغت نامه دهخدا

جان پاک. [ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روح خالص و ناآلوده. روان که بکثافات مادی نیالوده باشد: چه بزرگ غبنی و عظیم عیبی باشد باقی را بفانی و دائم را بزایل فروختن و جان پاک را فدای تن نجس داشتن. ( کلیله و دمنه ). || روح القدس: بسم الاب و الابن و روح القدس اله واحد؛ بنام پدر و پسر و جان پاک یکی خدا. ( از آغاز ترجمه دیاتسارون ).

فرهنگ فارسی

روح خالص و نا آلوده

جمله سازی با جان پاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عقل و جان را همچو شمع و مشعله کرد آنگهی آتش بی‌باک را در عقل و جان پاک زد

💡 رنگ دیگر شد ولیکن جان پاک فارغ از رنگست و از ارکان و خاک

💡 عشق عجب غازییست زنده شود زو شهید سر بنه ای جان پاک پیش چنین غازیی

💡 جان پاک او ندانم چون شود از دو صد خورشید و مه افزون شود

💡 گزیده تنی جان پاکان دراو همه دین و داد نیاکان دراو

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز