تیغ مهند

لغت نامه دهخدا

تیغ مهند. [ غ ِ م ُ هََ ن ْ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تیغ هندی:
زبانت از سخن عدل وجود خالی نیست
بلی ز تیغ مهند گهر جدا نبود.جمال الدین سلمان ( از آنندراج ).رجوع به تیغ هندی شود.

فرهنگ فارسی

تیغ هندی

جمله سازی با تیغ مهند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وانک نشیند بعون بازوی تیغش خنجر سوسن به جای تیغ مهند

💡 گشاده هندوی زلفت بتاب دست تطاول کشیده غمزه ترکت ز جفن تیغ مهند

💡 پیش تو میان بستم چون رمح ز دینی گوهر ز زبان رسته چون تیغ مهند

💡 وانکس که سر ز طاعت او برتافت گردن نهاد تیغ مهند را

💡 حاجب بارت سپه‌داری که در میدان چرخ حزم را پیوسته با تیغ مهند می‌رود