تگس

لغت نامه دهخدا

تگس. [ ت َ گ َ ] ( اِ ) همان تگژ مرقوم است. ( شرفنامه منیری ). استخوان و هسته درون و صره انگور. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
برگونه سیاهی چشم است غژم او
هم بر مثال مردمک چشم از او تگس.بهرامی ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).دیده حاسد بتو چون غژب انگور است سرخ
در لگدکوب عنا بادش جدا آب از تگس.سوزنی ( یادداشت ایضاً ).رجوع به تکز و تکژ و تکس و تگسک شود.

فرهنگ فارسی

همان تگژ مرقوم است

جمله سازی با تگس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیصد و هفتاد سال از وقت پیغمبر گذشت سیر شد منبر ز نام و خوی تگسین و تگین

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز