تکاف

لغت نامه دهخدا

تکاف. [ ت َ کاف ف ] ( ع مص )بازداشتن. ( ناظم الاطباء ). امتناع. ( محیط المحیط ).
تکاف. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی به خوزستان ودهی به نیشابور. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ازقرای نیشابور است. ابوالحسن بیهقی گوید این لفظ تکاب است یعنی تَک ِ آب و آن عبارتست از گودالی که آب درآن جمع می شود و گوید تکاب الگه ای است در خاک نیشابور که دارالحکومه آن نُوزآباد ( بویاباد ) است این الگه دارای هشتاد و دو قریه می باشد و تکاب نیز قریه ای است در خوزستان. ( مرآت البلدان ). رجوع به تکاب شود.

فرهنگ فارسی

بازداشتن امتناع

جمله سازی با تکاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برنجی کو چرا این ناساز گفت تکافی بدمرنج از او جفا گفت

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز