لغت نامه دهخدا
تپو. [ ت َ ] ( اِ ) مخفف لفظ تاپو است که بمعنی خمره گلی است. ( فرهنگ نظام ):
گرچه بخروار مرا هست فضل
نیست ز دانگانه مرا یک تپو.کمال اسماعیل ( از فرهنگ نظام ).
تپو. [ ت َ ] ( اِ ) مخفف لفظ تاپو است که بمعنی خمره گلی است. ( فرهنگ نظام ):
گرچه بخروار مرا هست فضل
نیست ز دانگانه مرا یک تپو.کمال اسماعیل ( از فرهنگ نظام ).
= تاپو
مخفف تاپو است که به معنی خمره گلی است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب مبارزه سیگما با نقشههای یک نابغه ژنتیک برای انقراض تمام گونهها را به تصویر میکشد. گروه سیگما از پارک ملی یوسیمیتی در نزدیکی کالیفرنیا به تپوی در شمال جنگلهای آمازون و از آنجا به غارهای یخی قطب جنوب سفر میکنند.