لغت نامه دهخدا
تند رفتن. [ ت ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) به شتاب و سرعت حرکت کردن. ضد کند رفتن. چست و چالاک راه رفتن. ( ناظم الاطباء ). || در تداول امروز، از حد خود تجاوز کردن و بیش از اندازه اظهار وجود کردن. رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
تند رفتن. [ ت ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) به شتاب و سرعت حرکت کردن. ضد کند رفتن. چست و چالاک راه رفتن. ( ناظم الاطباء ). || در تداول امروز، از حد خود تجاوز کردن و بیش از اندازه اظهار وجود کردن. رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
به شتاب و سرعت حرکت کردن چست و چالاک راه رفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (سعى ) به معناى تند رفتن، و در اينجا كنايه از جد و جهد عليه آيات الهى وتلاش براى ابطال و خاموش كردن نور آنها است، و تعبير به تكلم با غير (آيات ما) درحقيقت بازگشت به سياق سابق است بعد از آنكه التفات در آيه قبلى در (امليت لها -مهلتش دادم...) كار خود را كرد، و در جمله مورد بحث به سياق قبل مراجعه نمود كه سياق تكلم با غير بود.
💡 لاله زار عشق را هر داغ چشم حسرتی است از سر خاک شهیدان تند رفتن خوب نیست