تن بتن

لغت نامه دهخدا

تن بتن. [ تَم ْ ب ِ ت َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) کس به کس. کس بعوض کس. ( ناظم الاطباء ). فرداً فرد. یک یک:
چنین گفت با مویه افراسیاب
کزین پس نه آرام جویم نه خواب
مرا اندرین سوگ یاری کنید
همه تن بتن سوگواری کنید.فردوسی.بفرمود تا هرکه دانا بدند
بگفتارها بر توانا بدند
به نزدیک قیصر شدند انجمن
بپرسید از ایشان همه تن بتن.فردوسی.همه نامداران آن انجمن
گرفتند نفرین بر او تن بتن.فردوسی.چو بشنید گفتار او انجمن
پر اندیشه گشتند از آن تن بتن.فردوسی.گر بقدر سوزش دل چشم من بگریستی
بر دل من مرغ و ماهی تن بتن بگریستی.خاقانی.- جنگ تن بتن؛ از فنون جنگهای پیشین است که به ضرورت، جنگاوران از سنگرها و قلاع نظامی بیرون می آمدند و بصورت مغلوبه و یورش در یکدیگر می آویختند و کشتار می کردند و در اینگونه جنگها دیگر فرامین فرماندهان پس از صدور فرمان یورش بی اثر می شد و هرکس به ابتکار خود از خویشتن دفاع و یا به دشمن حمله می کرد و تلفات در این نوع نبردها بیش از سایرجنگها بود.

فرهنگ فارسی

کس به کس. کس بعوض کس

جمله سازی با تن بتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه تن بتن عاشق تیر و نیزه همه سربسر آفت درع و مغفر

💡 خاک پای اسب او چون سرمه اندر چشم کش گرد شادروان او چون عنبر اندر تن بتن

💡 چو بشنید گفتار او انجمن پر اندیشه گشتند زان تن بتن

💡 در آن می زن اناالحق همچو من تو عیان خویش را در تن بتن تو

💡 از آن هول ترسان شدی مرد و زن نیایش نمودی همی تن بتن

💡 گرچه روئین تن بتن روئین بود تو ز روئین تن بدل روئین تری

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز