تفویم

لغت نامه دهخدا

تفویم. [ ت َ ] ( ع مص ) نان گندمین پختن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ). نان پختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): فوموا لنا؛ ای اختبزوا لنا. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با تفویم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دولتی کز کبر بالم هست از وی صد و بالم سبلتی کز عجب مالم باد بر روی صد تفویم

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز