لغت نامه دهخدا
تعطیش. [ ت َ ] ( ع مص ) افزودن در اظمای ( تشنگی ) شتران و بند نمودن از آب ( شدّد للمبالغة ). ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || افزودن بر تشنگی شتران و بند نمودن از آب. ( ناظم الاطباء ).
تعطیش. [ ت َ ] ( ع مص ) افزودن در اظمای ( تشنگی ) شتران و بند نمودن از آب ( شدّد للمبالغة ). ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || افزودن بر تشنگی شتران و بند نمودن از آب. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر جوی آب اندررود آن ماده خر بولی کند جو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او