تعبش

لغت نامه دهخدا

تعبش. [ ت َ ع َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) دعوی باطل کردن بر کسی:تعبشنی بدعوی باطل؛ ادعاها علی. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با تعبش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لله الحمد که تا حشر نمی‌باید بست در قطار تعبش نیز نه ناقه نه جمل