تشبیه کردن
مترادفها
تشبیه کردن، مقایسه کردن، مانند کردن
متضادها
تمایز کردن
لغت نامه دهخدا
تشبیه کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را به چیزی شبیه و مانند کردن. ( ناظم الاطباء ): و حکما تن مردم را تشبیه کرده اند به خانه ای که اندر آن خانه مردی و خوکی و شیری باشد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 96 ). تا بدان حد که سلاطین روزگار را در نیکوکاری بدو تشبیه کنند. ( کلیله و دمنه ).
تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب
کاین مدح آفتاب به تعظیم شأن تست.سعدی.تا کرده ام به روی تو تشبیه ماه و خور
دارم ز روی تو همه دم انفعالها.اسیر لاهیجی ( از آنندراج ).تشبیه توان کرد به صحن چمنش
لیکن چو نظر کنی در اینجا سخن است.ملا نصیرای همدانی ( از آنندراج ).و رجوع به تشبیه شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) همانند کردن چیزی را بچیزی.
چیز را به چیز شبیه و مانند کردن
جمله سازی با تشبیه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱) مرحله اثبات یا تشبیه خداوند که همان تشبیه کردن خداوند به مفاهیم و مثالهایی مثل عدالت، عظمت، کرامت و غیره است.
💡 تشبیه کردن تنهایی به نمکزار غلط است قطعاً