تسلل

لغت نامه دهخدا

تسلل. [ ت َ س َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) از میان گروهی بدرآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بیرون آمدن از میان گروهی. ( زوزنی ). پنهان بیرون آمدن از میان چیزی یا عام است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). به آهستگی و استخفاء از میان ازدحام یا تنگنا بیرون آمدن. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). از میان مردم بیرون آمدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || در پسها پنهان شدن. ( زوزنی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || اضطراب. ( متن اللغة ).

جمله سازی با تسلل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون زلف و رخ نمودی کردم سؤال بوسه دیدم تسلل دور آمد مرا سؤالی

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز