ترکن

لغت نامه دهخدا

ترکن. [ ت َ رَک ْ ک ُ ] ( ع مص ) استوار گردیدن و صاحب وقار شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

= ترکان

فرهنگ فارسی

استوار گردیدن و صاحب وقار شدن.

دانشنامه عمومی

ترکن (نورداغی). ترکن ( به ترکی استانبولی: Terken ) یک منطقهٔ مسکونی در ترکیه است که در نورداغی واقع شده است. ترکن ۶۲۱ نفر جمعیت دارد و ۱٬۰۱۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تَرَکْنَ: ترک کردند (آن زنان)-به جا گذاشتند(آن زنان)
معنی تَرْکَنُ: اندکی متمایل شوی (رکون اعتمادی است که توأم با میل باشد،به معنای میل کردن به سوی چیزی و تسکین دادن خاطر به وسیله آن است، و کلمه رکن - به ضم اول آن - به معنای ناحیه قویتر و اصلی تر هر چیز است )
ریشه کلمه:
رکن (۴ بار)

جمله سازی با ترکن

💡 خشکیده گر از روزه لب لعل تو یکچند ترکن بمی صافش در غره شوال

💡 بگو آشیان را ز دیده‌ ترکن ز بیداد گل آه و ناله سرکن

💡 دماغ حریفان حسرت رساست به خمیازه ترکن لبت‌، جام نیست

💡 براهیم را گفت: ترکن دماغ که درظلمت غم بود، می چراغ

💡 میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرش ترکن دماغ جان ز می روح پرورش

💡 زیر تیغ شمر بهر آب دارد اضطراب کام خشکش را ز آبی ترکن از راه ثواب

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز