«تببریدن» در زبان فارسی یک ترکیب فعلی - اسمی است که به معنای قطع شدن یا فروکش کردن تب در بدن انسان به کار میرود و بیشتر در متون ادبی و پزشکی سنتی دیده میشود. این تعبیر از فعل «بریدن» به معنای قطع شدن یا پایان یافتن گرفته شده است و با واژه «تب» ترکیب شده تا وضعیت بهبود ناگهانی یا تدریجی بیماری را بیان کند. در کاربردهای کهن، وقتی گفته میشود تب کسی بریده است، منظور این است که حالت گرمی و التهاب بدن او فروکش کرده و بیماری در حال پایان یافتن است. این واژه در متون ادبی کلاسیک نیز به صورت استعاری استفاده شده و گاهی پایان رنج، درد یا شدت یک وضعیت را نیز تداعی میکند. در واقع «تببریدن» تنها یک اصطلاح پزشکی نیست، بلکه در ادبیات فارسی بار معنایی گستردهتری دارد و میتواند به فروکش کردن هر نوع بحران یا شدت نیز اشاره کند. در فرهنگهای لغت فارسی، این ترکیب بهطور مستقیم با معنای «قطع شدن تب» تعریف شده است و معنای اصلی آن کاملاً جسمانی و مربوط به سلامت بدن است. در نگاه تاریخی، پزشکان سنتی از این اصطلاح برای توصیف مرحله بهبودی بیمار پس از بیماریهای تبدار استفاده میکردند. بنابراین این واژه هم کاربرد واقعی در پزشکی قدیم دارد و هم کاربرد استعاری در زبان ادبی پیدا کرده است. در مجموع، «تببریدن» بیانگر پایان یافتن حالت بیماری و بازگشت بدن به وضعیت طبیعی و آرامش نسبی است.
تب بریدن
لغت نامه دهخدا
تب بریدن. [ ت َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) بریدن تب. قطع شدن تب:
نی کلکش به نیشکر ماند
کز پی تب بریدن بشر است.خاقانی.
فرهنگ فارسی
بریدن تب قطع شدن تب
جمله سازی با تب بریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بهر تب بریدن خود دست آز را از نیستان هیچکسی تبستان مخواه
💡 جان در تب است از آن شکرستان لعل خویش از بهر تب بریدن جان نیشکر فرست