تارانده

تارانده

کلمه‌ی «تارانده» در فارسی به معنای پراکنده شده، از هم پاشیده یا رانده شده است. این واژه نعت مفعولی از فعل «تاراندن» است و به کسی یا چیزی اطلاق می‌شود که به وسیله نیرویی بیرونی یا عمل دیگری، پراکنده یا دور شده باشد. در ریشه‌شناسی، «تاراندن» خود به معنای فراری دادن، پراکنده کردن یا از جایی دور کردن است و «تارانده» نتیجه این عمل را نشان می‌دهد. این واژه می‌تواند در زمینه‌های مختلف به کار رود؛ مثلاً برای انسان‌ها، حیوانات، یا حتی اشیاء که تحت تأثیر یک نیرو از هم گسیخته و پراکنده شده‌اند. از نظر ادبی، «تارانده» تصویری از آشفتگی، بی‌نظمی یا ترس ایجاد می‌کند و اغلب در توصیف صحنه‌های جنگ، هجوم، یا فرار به کار می‌رود. در مکالمه یا نوشتار، این کلمه حس دور شدن، ترساندن یا متفرق شدن را منتقل می‌کند و می‌تواند بار احساسی قوی داشته باشد. از نظر معناشناسی، «تارانده» با واژه‌هایی مثل پراکنده، فراری، رانده‌شده و متفرق هم‌معنی است.

لغت نامه دهخدا

تارانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از تاراندن. پراکنده شده. ازهم پاشیده. فراری شده. رجوع بتاراندن شود.

فرهنگ معین

(دِ یا دَ ) ( ص مف. ) ۱ - پراکنده، متفرق. ۲ - دور کرده. ۳ - ترسانیده.

فرهنگ عمید

۱. پراکنده.
۲. رانده شده.

جمله سازی با تارانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از گواهی‌ها برمی‌آید که اسلاوها پس از کوچشان به سرزمین‌های روسیه، فینو-اوگری‌زبانان را از منطقه میان کوه‌های اورال تا دریای بالتیک که زیستگاهشان بوده‌است، تارانده‌اند. این را از پخش فرهنگ سفال‌ابزاری وابسته به دوره پارینه‌سنگی برداشت کرده‌اند. این فرهنگ را که به ۴۲۰۰ تا ۲۰۰۰ (پیش از میلاد) بازمی‌گردد را از آن توده‌های فینو-اوگری‌زبان می‌انگارند.

💡 جت‌های استان هرمزگان عمدتاً در محله‌های خواجه عطا، دامایی و شغو (شهرک توحید) شهر بندرعباس زندگی می‌کنند و ساکنان این محله‌ها هستند. این قوم در سالیان دور توسط بلوچ‌ها تارانده شدند و مجبور به مهاجرت به نواحی دیگر شدند که از ان نواحی چون مناطق غرب بلوچستان می باشد. جت‌ها در روستاهای چه چکور، آبشورک، کهورستان و شرق بندرعباس هم زندگی می‌کنند. آنان بیشتر شیعه مذهب هستند.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز