بیم بر

لغت نامه دهخدا

بیم بر. [ بی ب َ ] ( نف مرکب ) خائف و ترسنده. ( آنندراج ) ( بهار عجم ). بیم برنده و ترسنده. ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب ) بها و قیمت ( و وجه آن بر مؤلف معلوم نیست ). ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خائف و ترسنده. بیم برنده و ترسنده. بها و قیمت و وجه آن بر مولف معلوم نیست.

جمله سازی با بیم بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد از بیم بر چشم شه تیره هور به دل گفت با این که شورد به زور

💡 باغیان را ز بیم بر سرِ چاه شده از بیم چرخ و ناوک شاه

💡 ای فخرِ اقالیم که بر درگهت از بیم بر دوش کشد چرخ ز تو بار تحکم

💡 بلرزید از بیم بر خود شدید چو آن زور و پیکار را بنگرید

💡 چو بانگ خیزد کآمد امیر ابویعقوب زهیچ جانور از بیم بر نیاید دم

💡 تو کاتش از نقاب ما نه بینی عدم از بیم بر هستی گزینی

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز