بیستی

لغت نامه دهخدا

بیستی. ( ص نسبی، اِ ) یک قسم پول سیاهی که سابقاً در ایران رایج بود و اکنون غیرمعمول است. ( ناظم الاطباء ). سکه ای است معروف به مقدار بیست درم. ( آنندراج ). مسکوک خشن مسینه و بزرگ و آن خمس صد دیناری یعنی بیست دینار و در دوره فتحعلیشاه و محمدشاه و اوائل ناصرالدین شاه معمول بوده است. || ( در تداول مشتی ها ) بیست تومانی ( اسکناس ): یک بیستی مایه رفت. ( یادداشت مؤلف ).
بیستی. ( اِخ ) قریه ای از قریه های ری. ( معجم البلدان ).
بیستی. [ ] ( ص نسبی ) منسوب است به بیست که قریه ای است از قرای ری بگمان من. ( از انساب سمعانی ). و نیز رجوع به مرآت البلدان ج 1 ص 326 شود.

جمله سازی با بیستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باش فارغ تو از آنها نیستی که درین مطبخ تو بی‌نان بیستی

💡 در صف معراجیان گر بیستی چون براقت بر کشاند نیستی

💡 اعضای اِم‌سی‌آر گروه‌هایی را که روی موسیقی‌شان تأثیر گذاشته‌اند بُن جووی، آیرن میدن، اسمشینگ پامپکینز، کویین، بلک فلگ، د کیور، بیستی بویز و میسفیتس می‌دانند و البته کتابهای مصور و فیلم‌های ترسناک.

💡 تو به هر صورت که آیی بیستی که منم این والله آن تو نیستی

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز