لغت نامه دهخدا
بیرون راندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) اخراج. بیرون کردن.
بیرون راندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) اخراج. بیرون کردن.
اخراج ٠ بیرون کردن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول فتح تسخیر یوننان توسط مینگ و بیرون راندن مغولان از چین، ژنرالهای مسلمان مو یانگ و لان یو، نیروهای مسلمان وفادار به دودمان مینگ را در مقابل نیروهای مغول و مسلمانان وفادار به سلسله یوآن رهبری میکردند.
💡 همزمان با کشمکش سربازان فرانسوی و اسپانیایی بر سر ناپل، ژولین دو لا رُور با نام ژولیوس دوم به عنوان پاپ کلیسای کاتولیک رُم برگزیده شد. وی که در پی تسلط مجدد پاپ بر ایالات پاپی و حتی سایر دول ایتالیا بود، درصدد بیرون راندن خارجیها از ایتالیا برآمد. اینان که وحشی یا بربر خوانده میشدند (که آشکارا توهین آمیز بود) فرانسویها و اسپانیاییها بودند.
💡 محدودیت تجارت سناتورها در ابتدا از طریق تریبون پلبیها، طبقه ای از افراد که محدودیتها شامل آنها نمیشد، تصویب شد. گمان میرود که این اصلاحات میتوانستند تلاش طبقه سواره نظام و سایر بازرگانان ثروتمند برای بیرون راندن سناتورها از فعالیتهای تجاری باشند که به سرعت در حال گسترش بود.
💡 تهاجم به پالمیرا ۲۰۱۷ عملیات ارتش سوریه برای بیرون راندن داعش از شرق استان حمص و کنترل دوباره پالمیرا و حومه آن بود این عملیات در ژانویه ۲۰۱۷ آغاز شد. ارتش سوریه در جریان عملیات قبلی شهر باستانی پالمیرا را تحت کنترل خود درآورد اما نیروهای داعش در دسامبر ۲۰۱۶ کنترل دوباره پالمیرا را به دست گرفتند در ۳ مارس ۲۰۱۷ ارتش سوریه با کمک روسیه پالمیرا را از کنترل داعش خارج کرد.
💡 بَندَرعَبّاس مرکز استان هرمزگان و شهرستان بندرعباس در جنوب ایران است. بندرعباس جزو کلانشهرهای جنوبی ایران بوده و بندر شهید رجایی که در این شهر قرار دارد، بزرگترین بندر کانتینری ایران است. از نامهای پیشین آن بندر گمبرون بوده که با لشکرکشی شاه عباس بزرگ و بیرون راندن پرتغالیها از ایران، نامش به بندرعباس تغییر یافت.