لغت نامه دهخدا
بیراق. [ ب َ ] ( ترکی، اِ ) بیرق. علم و لواء. || نشان. || سپاه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بیرق شود.
بیراق. [ ب َ ] ( ترکی، اِ ) بیرق. علم و لواء. || نشان. || سپاه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بیرق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیغت چو صبح صادق در روضه نبوت بیراق صبح صادق بر یکدگر دریده