لغت نامه دهخدا
بی ید. [ ی َدْ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ید ) بی دست. که دست ندارد. || بی قدرت. رجوع به ید شود.
بی ید. [ ی َدْ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + ید ) بی دست. که دست ندارد. || بی قدرت. رجوع به ید شود.
بی دست ٠ که دست ندارد ٠ یا بی قدرت ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاعران بزم سخن آراستند این کلیمان بی ید بیضاستند