لغت نامه دهخدا
بی فهم. [ ف َ] ( ص مرکب ) ( از: بی + فهم ) بی دانش. بی علم. جاهل. || کودن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فهم شود.
بی فهم. [ ف َ] ( ص مرکب ) ( از: بی + فهم ) بی دانش. بی علم. جاهل. || کودن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به فهم شود.
بی دانش. بی علم. جاهل. یا کودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمودم تا مرا از من شناسند اگرچه جمله بی فهم و قیاسند