خدافل

لغت نامه دهخدا

خدافل. [ خ َ ف ِ ] ( ع ص ) جامه های کهنه. خدافر. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
- امثال:
غرنی برداک من خدافلی؛ این مثل در حق کسی زده میشود که بجهت طمع در مال غیر مال خود را ضایع گرداند. قالته امراة رأت علی رجل بر دین فتزوجته طامعة فی یساره فالفته معسراً. بعضی ها آن را به کسر کاف «برداک » گفته اند. اصل آن عبارت است از: قاله رجل استعار من امراءة بردیها فالبسها ورمی بخلقان کانت علیه فجائت تسترجع بردیها. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با خدافل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواهيد گفت: شروع در كار كه يك نوع تغير در معناى آن خوابيده در حق خداى تعالى ممتنعاست، زيرا خدا منزه است از تغير و تبدل. و ليكن ايناشكال وارد نيست، زيرا شروع نسبت به خداى تعالى دلالت بر تغير خود او ندارد، اينتعبير بخاطر حدوثى است كه مخلوقات دارند، لذا مانعى ندارد كه كار او كه همان رحمتبر بندگان و مخلوقات است شروع ناميده شود، همچنانكه به همين عنايت مى گوييم: خدافلان موجود را آفريد، زنده كرد، معدوم ساخت، روزى داد و...

اژدر یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز