لغت نامه دهخدا
بی علاقه. [ ع ِ / ع َ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + علاقه ) که دل بستگی به چیزی نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ). بی مهر. بی میل. || مرد مجرد. بی زن و خانمان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به علاقه شود.
بی علاقه. [ ع ِ / ع َ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + علاقه ) که دل بستگی به چیزی نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ). بی مهر. بی میل. || مرد مجرد. بی زن و خانمان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به علاقه شود.
آن که به چیزی یا به کسی دلبستگی نداشته باشد.
( صفت ) کسی که بچیزی بستگی نداشته باشد
💡 او در پاسخ به این پرسش که «چرا به دنیای بازیگری وارد نمیشوی؟» با یک چهرهٔ بیحس و بی علاقه به دنیای سینما میگوید به او پیشنهادهای هنری دادهاند، اما قبول نکردهاست:
💡 جانکشن پوینت به مدت یک سال روی بازی کار کرد. ولو به پروژه بی علاقه شد و جانکشن پوینت پروژه را رها کرد تا حماسه میکی را توسعه دهد. تصاویر بازی در اوایل سال ۲۰۱۷ منشتر شد.
💡 اسپانیاییها و فرانسویها در فلوریدا، تگزاس و لوئیزیانا سکونت گاههایی ایجاد کردند. اسپانیاییها در قرن شانزدهم فلوریدا را سکنی گزیدند و در اواخر قرن هفدهم به اوج خود رسیدند، اما جمعیت آن اندک بود زیرا اسپانیاییها نسبتاً به کشاورزی بی علاقه بودند و فلوریدا منابع معدنی نداشت.
💡 صادق زیبا کلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در دومین مستند تبلیغاتی حسن روحانی، اظهار داشت که گرچه برخی نسبت به شرکت در انتخابات بی علاقه و تمایل هستند، اما رأی دادن آخرین راه باقیماندهاست. او پیش از این حسن روحانی را گزینه مناسب اصلاح طلبان در انتخابات ۱۳۹۲ معرفی کرده بود.
💡 در اوایل دوران مدرن، ملتهای اصلی آسیای شرقی تلاش کردند تا یک دوره انزواطلبی از جهان خارج را دنبال کنند، اما این سیاست همیشه بهطور یکنواخت یا موفقیتآمیز اجرا نمیشد با این حال، با پایان دوره مدرن اولیه، چین، شبهجزیره کره و ژاپن بیشتر برای اروپاییان بسته و بی علاقه بودند، حتی در حالی که روابط تجاری در شهرهای بندری مانند گوانگژو و دجیما رشد میکرد.