بی صرفه گو

لغت نامه دهخدا

بی صرفه گو. [ ص َ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) بیهوده گو. ( آنندراج ). یاوه گو. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بیهوده گو ٠ یاوه گو

جمله سازی با بی صرفه گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوشتر حزین، که در غم دیرینه تن زنم بی صرفه گو بود لب اظهار، اندکی

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز