لغت نامه دهخدا
بی زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی زن.زن نداشتن. همسر نداشتن. عزب بودن. مجردی. عزوبت.
بی زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی زن.زن نداشتن. همسر نداشتن. عزب بودن. مجردی. عزوبت.
زن نداشتن همسر نداشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جهان ز آمیزش عقل است و عشق مرد کی فرزند آرد بی زنی