بی روزن

لغت نامه دهخدا

بیروزن. [ رَ / رُو زَ ]( ص مرکب ) ( از: بی + روزن ) بدون منفذ. بدون سوراخ.
- خانه یا قبه یا گنبد بی روزن؛ فلک.آسمان:
نیستی آگه که بروزی رسد
هر که درین خانه بیروزنست.ناصرخسرو.چند گریزی ز حواصل درین
قبه بیروزن و باب ای غراب.ناصرخسرو.گر آستان تو بالین سرکنم ز شرف
رسد بگنبد پیروزه گون بیروزن.سوزنی.رجوع به روزن شود.
بیروزن. [ زَ ] ( اِ ) سنگ باقیمت. || بار و حمل. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سنگ با قیمت. یا بار و حمل.

جمله سازی با بی روزن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آه کز پستی این مجمر بی روزن چرخ نفسی شعله فطرت نتوانست کشید

💡 چه شدی بستهٔ این محبس بی روزن چه شدی ساکن این کنگرهٔ بی در

💡 چون نگیرد آه را دل در فضای آسمان؟ دوزخ دود سبکرو، خانه بی روزن است

💡 شد دلم از خانه بی روزن گردون سیاه همچو آه از رخنه دل عاقبت بر در زدم

💡 ازسنان آه، بام چرخ راسوراخ کن بیگنه چندین درین زندان بی روزن مباش

💡 وقت ما از رخنه سهلی پریشان می شود جنت در بسته ما خانه بی روزن است

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز