بندگانه

مترادف‌ها

بندگی، غلامی، عبودیت

متضادها

تکبر، خودخواهی

لغت نامه دهخدا

بندگانه. [ ب َدَ / دِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بنده وار. درخوربنده. همچون بنده: جواب آوردند سخت نیکو و بندگانه با بسیار تواضع و بندگی. ( تاریخ بیهقی ).
پس چرا صدمرده اندر ورد او
برنگردی بندگانه گرد او.مولوی.

جمله سازی با بندگانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بندگانه بندگیها کرده ‌ام پادشاهی یافتم از خدمتش

💡 بندگانه به خدمت سید کمری بر میان جان بستیم

💡 بعد از آنش چو گرد داد بباد پیش شه بندگانه سر بنهاد

💡 در نامه‌های قدیمی و رسمی به پادشاهان، نویسندگان از واژه بندگانه برای نشان دادن تواضع و فروتنی بیش از حد خود در برابر حاکم استفاده می‌کردند.

💡 او با لحنی بسیار متواضعانه و با استفاده از کلمات ادبی همچون بندگانه، درخواست خود را از مقامات عالی‌رتبه در آن دوران تاریخی مطرح کرد.

💡 با وجود جایگاه بلند و والا، او همیشه در برخورد با دیگران از کلمات ساده و گاهی با اصطلاحات قدیمی مانند بندگانه برای تواضع استفاده می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران