کریمانه
مترادفها
بخشنده، سخاوتمندانه
متضادها
بخیلانه، خسیسانه
لغت نامه دهخدا
کریمانه. [ ک َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) همچون مردم کریم. بکرم. از روی کرم:
کریم باش و کریمانه روزگار گذار
که تو کریمی و این سنت کرام قدیم.سوزنی.کریمانه بخشی و منت نخواهی
عطای کریمان بود غیر ممنون.سوزنی.یا خود را خلاص دهیم یا کریمانه بمیریم. ( تاریخ قم ص 289 ).
فرهنگ فارسی
همچون مردم کریم. از روی کرم
جمله سازی با کریمانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عذری بطلب از شیخ وزتوبه بکن توبه کز عفو کریمانه حق داشته معذورت
💡 پیر میخانه سحر مژده بمستان میداد که خطابخش بود عفو کریمانه ما
💡 هر لحظه بخوانیم کریمانه ای دوست مرا چه میفریبی تو
💡 گنه خویش به حیدر چو بخواند آشفته قلم عفو برو لطف کریمانه گذاشت
💡 کو ساقی میخانه کز لطف کریمانه از هر دو جهان ما را خوش بیخبر اندازد
💡 پادشاه با رفتاری بسیار کریمانه با اسیران جنگی برخورد کرد و اجازه داد تا آنها پس از پایان درگیریها به خانوادههای خود بازگردند.
💡 او همیشه سعی میکند در تمام معاملات تجاری خود با رفتاری کریمانه و منصفانه عمل کند تا اعتماد مشتریان را برای همیشه جلب نماید.
💡 کمکهای کریمانه سازمانهای خیریه به مناطق آسیبدیده از زلزله، باعث شد تا بسیاری از مردم بتوانند دوباره زندگی عادی خود را آغاز کنند.