لغت نامه دهخدا
بلاانقطاع. [ ب ِ اِ ق ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + انقطاع ) بدون انقطاع. لاینقطع. پیاپی. ( فرهنگ فارسی معین ). یکریز.
بلاانقطاع. [ ب ِ اِ ق ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + انقطاع ) بدون انقطاع. لاینقطع. پیاپی. ( فرهنگ فارسی معین ). یکریز.
بدون انقطاع ٠ لاینقطع ٠ پیاپی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از همه مهمتر آنست که این مطلب موید اولین مسابقات برنامهریزی شده بین تیمهای فوتبال نه در سطح مدارس بلکه بین خود تیم هاست. روشن است که جهت انجام مسابقه بین کالجها نیاز به توافقی روشن بروی اصول و قواعد الزامی بودهاست. این الزام توأم با وجود وقت و پول کافی باعث بهوجود آمدن و خلق قواعد فوتبال مدرن توسط مردمی شد که دانشآموخته مدارس ملی و دانشگاههای انگلیس گردید. این اظهار همچنین اشاره به ایجاد «فصل فوتبال» در مدارس ملی انگلیس دارد که تا امروز به صورت بلا انقطاع در فصول پاییز ادامه داشتهاست.